محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
654
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كنند و سوده در چشم كشند جهت هر دو علت مفيد و به تفصيل خواص جگر هر حيوانى در طى ذكر آن ترقيم يافت و مىيابد ان شاء الله تعالى . كبر به فتح كاف و با و راى مهمله لغت عربى است و يا معرب از فارسى به يونانى انونيطس و قبارس نيز و به سريانى قبار و به رومى قباريش و به شيرازى كورك نامند . ماهيت آن : ثمر نباتى است خاردار و پرشاخ و اكثر شاخهاى آن منبسط بر روى زمين و برگ آن اندك پهن و گل آن در غلافى سبز به مقدار زيتون كوچك و دانه نخودى و بعد شكفتن گل آن سفيد و در وسط آن تارها شبيه به موى و ثمر آن كه خيار كبر نامند از بلوط بزرگتر و به قدر خيار كوچكى و بعد از رسيدن شكفته مغز آن سرخ رنگ و تخم آن زرد و با رطوبت و لزجى و طعم آن اندك شيرين و با تلخى و قبض و عفوصت كمى و هر چند رسيدهتر باشد تلخى و عفوصت آن كمتر و شيرينى زياده گردد و بيخ آن سفيد بزرگ طولانى و پوست آن ضخيم و از چوب وسط آن بعد از خشك شدن اكثر جدا گردد و طعم جميع اجزاى آن تلخ خصوصاً بيخ آن در حرافت و مرارت و اندك ملوحتى است و غنچه گل و ثمر كوچك نارس آن را نيز در آب نمك شيرين نموده محلل مىنمايند و بيخ آن قوىتر از ساير اجزاى آن اكثر مستعمل و منبت آن خرابهها و سنگلاخها و زمينهاى خشن و آنچه قريب به آب و زمينهاى نمناك باشد نفاخ ردى و مفسد . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و آنچه در بلاد حاره يابسه به هم رسيده تا سيّم . افعال و خواص آن : مفتح و جالى و محلل و ملطف و مقطع بلغم و سودا و اخلاط لزجه . * اعضاء الرأس و العصب * جهت امراض بارده دماغيه مانند فالج و استرخا و خدر و اوجاع مفاصل و عرق النساء و نقرس نافع به سبب عفوصت و قبضى كه دارد و ضماد تازه آن جهت فسخ عضل و خاييدن پوست آن جالب رطوبات دماغ و مسكن درد دندان و به دستور خاييدن پوست تازه آن و يا برگ آن و مضمضه به سركه خمرى كه پوست آن و يا تخم آن در آن جوشانيده باشند مسكن درد دندان و مفتح سدد دماغى و منقى دماغ و قطور عصاره آن در گوش كشنده كرم آن و شستن سر به آب طبيخ آن رافع كچلى . * اعضاء الصدر * با ادويه خوشبو مانند سنبل الطيب و اسطوخودوس و اذخر و عسل محلل بلغم سينه و مخرج آن و مسكن اوجاع صدر و نمك پرورده آن جهت ربو و غرغره به طبيخ آن دافع بلغم از اعضاى تنفس . * اعضاء الغذاء و النفض * مقوى احشا و محلل رياح و مفتح سده كبد و طحال و مسهل خلط خام و مدر مره سودا و قاتل ديدان امعا و مدر بول و حيض و زياده كننده قوّت باه و خوردن نمكسود آن پس از طعام ملين بطن و بهترين دوايى است از براى سپرز خصوص پرورده آن با عسل و سركه و بسا است كه استفراغ مىنمايد از طحال ماده غليظه سوداوى را به اسهال و ادرار و بعد از آن صحت حاصل مىگردد و با فلفل و سداب جهت تفتيح سده كبد بارده و خوردن مخلل آن چهل روز متوالى رافع سپرز و آشاميدن آب برگ آن كشنده و مخرج اقسام كرم معده و امعا و ضماد آن با آرد جو يا ترمس محلل ورم طحال خصوصاً با سركه مدر بول و حيض و جهت بواسير و ازدياد باه خصوصاً شيرين ناكرده تلخ آن و بخور آن جهت بواسير نافع . * الاورام و البثور * ضماد پوست تازه و يا خشك آن و يا برگ آن با ادويه مناسبه محلل خنازير و اورام صلبه و با سركه رافع بهق و قوبا و به دستور برگ آن با ادويه مناسبه كاسر قوّت آن و جهت خنازير رقبه و اورام غليظه آن و زير بغل و كش ران از اعضاى رخوه مجرب . * القروح و الجروح * ضماد تازه آن جهت قروح خبيثه و وسخه و مجفف آنها . * آلات المفاصل * جهت عرق النساء و اوجاع ورك شرباً و احتقاناً به عصير آن . * السموم * ترياق اكثر سموم است شرباً و ضماداً خصوص با شراب و گل آن قبل از شكفتن در دويّم گرم و خشك و ملطف و مقطع و در جميع افعال مانند بيخ آن و از آن ضعيفتر و ذرور آن رافع نواصير چشم و مخلل آن لذيذ و مشهى و رافع سپرز و جالى بلغم و مفتح سده جگر و سپرز و مصدع محرورين و به دستور مخلل خيار آن و خيار آن گرم و تر و تخم آن در سيّم گرم و خشك و خيار رسيده آن بدون مضغ تخم آن ناشتا ملين طبع و مفسد معده و ساق و برگ آن در آخر اول گرم و خشك و در افعال ضعيفتر از گل آن و محلل خنازير و نواصير چشم و عصاره آن كشنده اقسام كرم معده و ضماد آن با زفت رافع قروح شهديه و قروح خبيثه و به غايت محلل خنازير و ساير اورام بلغميه و در جميع افعال ساق آن قوىتر از برگ آن و غرغره به طبيخ جميع اجزاى آن منقى دماغ و مفتح سدد دماغ و صدر . مقدار شربت : از آب آن تا هشت درم كه با سركه و عسل و شكر بنوشند و از بيخ آن تا سه درم و در مطبوخ تا هفت مثقال . مضر معده محرورين ، مصلح آن سكنجبين . مضر مثانه ، مصلح آن انيسون و اسطوخودوس . مضر گرده ، مصلح آن خولنجان و عسل و هر يك از اجزاى آن بدل ديگرى و كامخ كبر مهزل و محلل طحال و بهتر از كبر و مضر دماغ و معده ، مصلح آن غرغره به آب سرد و آشاميدن آنست .